راهکارهای نگهداری تجهیزات ایمنی برق که برای تیمهای بهرهبرداری شبکه مناسب هستند، معمولاً سه ویژگی مشترک دارند: از سطوح عایق در برابر آسیب محافظت میکنند، امکان شناسایی آسان هر وسیله را در شرایط فشار زمانی فراهم میسازند و در محیطهای کاری آلوده، مرطوب یا پرتردد پایدار باقی میمانند. کابینت نگهداریای که در یک کارگاه عمومی مناسب به نظر میرسد، ممکن است هنگام نگهداری دستکشهای عایق، چوبهای کار گرم، مجموعههای اتصال زمین، محافظهای صورت مقاوم در برابر قوس الکتریکی، قلابهای نجات، پتوهای عایق یا آشکارسازهای ولتاژ که باید تمیز، خشک و از نظر فیزیکی سالم بمانند، بهسرعت عملکرد خود را از دست بدهد.
به همین دلیل، محل نگهداری باید بر اساس نوع ابزار انتخاب شود، نه اینکه بهعنوان یک تجهیز ثابت و عمومی برای یک اتاق در نظر گرفته شود. میلههای عایق بلند و چوبهای تخلیه به قفسههای عمودی یا افقی نیاز دارند تا از خمشدن و ساییدگی آنها جلوگیری شود. دستکشها و آستینهای لاستیکی عایق باید در محفظههای بسته قرار گیرند تا میزان تماس با گردوغبار، نور خورشید، مه روغن و فشار تصادفی کاهش یابد. مجموعههای اتصال زمین قابلحمل به قلابها یا براکتهای مقاوم و سنگین نیاز دارند که فاصله کافی بین اجزا ایجاد کنند تا گیرهها هنگام خارجکردن و بازگرداندن به یکدیگر برخورد نکنند. تجهیزات محافظ صورت، کلاههای ایمنی و لوازم جانبی مقاوم در برابر قوس الکتریکی معمولاً زمانی دوام بیشتری دارند که در قفسهها یا سبدهای شکلدار قرار گیرند، نه اینکه بهصورت نامنظم روی هم چیده شوند.
سیستمهای دیواری در مکانهایی که فضای کف محدود است و ابزارها باید قابل مشاهده باقی بمانند، رایج هستند. این سیستمها برای تجهیزات پرکاربردی که الزامات مشخصی از نظر طول یا شکل دارند، مانند میلههای عملیاتی عایق، میلههای آشکارساز، نردبانها، میلههای نجات و کابلهای اتصال زمین، بهترین عملکرد را دارند. نکته اصلی، فاصلهگذاری است. اگر فاصله بین نقاط نگهدارنده بیش از حد زیاد باشد، ابزارهای فایبرگلاس بلند ممکن است بهمرور زمان دچار خمیدگی شوند. اگر تکیهگاهها فقط در یک انتها و بیش از حد نزدیک به هم نصب شوند، خارجکردن ابزار بهصورت روان دشوارتر میشود و ممکن است ابزار به براکتها ساییده شود.
کابینتهای مستقل برای اتاقهای نگهداری بسته، محلهای تعمیر و ساختمانهای خدماتی پست برق مناسب هستند. در راهکارهای نگهداری تجهیزات ایمنی برق برای تیمهای تعمیر و نگهداری شبکه، کابینت زمانی مفید است که اقلام نگهداریشده به گردوغبار، پاشش آب، نور مستقیم یا تماس اتفاقی با قطعات فلزی حساس باشند. کابینتهای فولادی با پوشش پودری اغلب به دلیل استحکام سازهای انتخاب میشوند، اما سطوح تماس داخلی، در محل قرارگیری ابزارهای عایق، ممکن است همچنان به پوششهای پلاستیکی، لاستیکی یا سایر لایههای غیرساینده نیاز داشته باشند. در برخی محیطها، کابینتهای غیرفلزی یا فریمهای کامپوزیتی نیز قابل بررسی هستند؛ بهویژه در مکانهایی که خوردگی، میعان یا هوای ساحلی میتواند مشکلساز باشد.
چرخدستیهای نگهداری متحرک میتوانند هنگام عملیات خاموشی یا برنامههای بازرسی چندنقطهای مؤثر باشند، اما تنها زمانی عملکرد مناسبی دارند که چرخها، سیستم قفل و مهارکنندههای محفظه برای زمین ناهموار و بارگذاری مکرر طراحی شده باشند. یک ترولی سبک کارگاهی ممکن است روی بتن صاف بهخوبی حرکت کند، اما روی پوشش کابل، لبههای شنی یا درزهای انبساط عملکرد ضعیفی داشته باشد. سیستم نگهداری چرخدار باید از لرزش ابزار نیز جلوگیری کند. حرکت مکرر میتواند روی سطوح عایق آثار سایش ایجاد کند، لوازم جانبی آشکارسازها را شل کند و پوششهای شفاف تجهیزات آزمایش را بشکند.
برخی سایتها از ترکیب سبد و قفسه مدولار استفاده میکنند. این چیدمان میتواند تجهیزات حفاظت فردی کوچک، برچسبها، کابلهای آزمایش، پوششهای عایق، دستمالهای جاذب، بادکنکهای مخصوص دستکش و مواد پاککننده را بدون مخلوطشدن با قطعات سختافزاری سنگین در کنار یکدیگر نگهداری کند. این روش اغلب از یک کابینت بزرگ کاربردیتر است، زیرا خطرات آلودگی را از هم جدا میکند. تجهیزات لاستیکی تمیز نباید با ابزارهای مکانیکی روغنی، حلالها یا اتصالات فولادی یدکی در یک فضا قرار گیرند.
انتخاب مواد اهمیت دارد، زیرا تجهیزات نگهداری در معرض رطوبت، گردوغبار، مواد شیمیایی پاککننده و ضربههای مکانیکی قرار میگیرند. فولاد کربنی رنگشده بهطور گسترده استفاده میشود، اما کیفیت پوشش از خود ماده پایه مهمتر است. لایههای نازک رنگ در نزدیکی لبههای در، گوشههای جوشخورده و نقاط تماس قلابها بهراحتی لبپر میشوند. پس از نمایانشدن فولاد، خوردگی آغاز میشود و ذرات زنگ ممکن است به تجهیزات حفاظتی منتقل شوند. فولاد ضدزنگ را میتوان در مکانهایی که شستوشو، میعان یا هوای خورنده مورد انتظار است، در نظر گرفت؛ بااینحال، پرداخت سطح همچنان باید بهاندازه کافی صاف باشد تا باعث گیرکردن آستینها، بندها یا سرآستین دستکش نشود.
پلاستیک تقویتشده با فایبرگلاس و سایر کامپوزیتها، زمانی که عایق الکتریکی، مقاومت در برابر خوردگی و وزن کمتر اهمیت دارند، برای قفسهها، طبقات یا اجزای کابینت مفید هستند. ضعف آنها ممکن است آسیبپذیری در برابر ضربه یا پایداری ابعادی ضعیف در صورت یکنواختنبودن کیفیت لمینیت باشد. لبههای برشخورده تیز، الیاف نمایان یا سوراخهای دریلکاری زبر باید اجتناب شوند، زیرا میتوانند اقلام لاستیکی و کیسههای پارچهای تجهیزات حفاظت فردی را بسایند.
لایهها، سینیها و محفظههای کوچک ساختهشده از پلیاتیلن با چگالی بالا و پلیپروپیلن اغلب مناسب هستند. این مواد در برابر رطوبت مقاوماند و بهراحتی تمیز میشوند. بااینحال، ضخامت آنها باید بهاندازهای باشد که زیر وزن گیرههای اتصال زمین یا لوازم جانبی آشکارساز تغییر شکل ندهند. سینیهای پلاستیکی نازک ممکن است خم شوند، در گوشهها ترک بخورند یا باعث ناپایداری چیدمان روی هم شوند.
چوب هنوز در برخی اتاقهای نگهداری قدیمی دیده میشود، اما میتواند رطوبت را در خود نگه دارد، تراشه ایجاد کند و به روغن یا گردوغبار آلوده شود. مگر اینکه کاربرد کاملاً کنترلشده باشد و سطوح بهدرستی پرداخت شده باشند، چوب معمولاً برای نگهداری تجهیزات حفاظتی مدرن برق گزینهای کمقابلپیشبینیتر است.
تفکیک، یکی از بخشهایی است که در راهکارهای نگهداری تجهیزات ایمنی برق برای تیمهای تعمیر و نگهداری شبکه کمتر مورد توجه قرار میگیرد. آسیب اغلب به این دلیل رخ میدهد که همه تجهیزات حفاظتی بدون توجه به رفتار مواد، صرفاً «تجهیزات ایمنی» در نظر گرفته میشوند.
این نوع جداسازی کیفیت بازرسی را نیز بهبود میدهد. زمانی که هر گروه محل ثابت و روش نگهداری مشخصی داشته باشد که سطوح مربوطه را در معرض دید قرار دهد، مشاهده سرآستین آسیبدیده، لبه بریده پتو، لوازم جانبی گمشده آشکارساز یا آلودگی روی چوب کار گرم آسانتر خواهد بود.
طراحی در اهمیت بیشتری از آنچه در ابتدا به نظر میرسد دارد. درهای تمامقد به جلوگیری از ورود گردوغبار کمک میکنند، اما لولاهای ضعیف یا تنظیم نادرست میتواند باعث لرزش مکرر و بستهشدن دشوار شود و در نهایت محتویات را تکان دهد. پنلهای شفاف دید ممکن است در برخی اتاقها مفید باشند، زیرا جابهجایی غیرضروری را کاهش میدهند؛ کارکنان میتوانند بدون بازکردن هر محفظه، وجود ابزار را تأیید کنند. اگر از پنلهای شفاف استفاده شود، جنس آنها باید در برابر ضربه و مواد شیمیایی پاککننده مقاوم باشد و خیلی سریع شکننده یا کدر نشود.
تهویه نیز باید متعادل باشد. کابینت کاملاً درزبندیشده ممکن است زمانی که ابزارهای مرطوب پس از کار میدانی بازگردانده میشوند، رطوبت را در خود حبس کند. تهویه باز بیش از حد نیز گردوغبار را وارد میکند. بخشهای لووردار، دریچههای فیلترشده یا گردش هوای کنترلشده میتوانند در شرایطی که میعان محتمل است، مفید باشند. در مناطق بسیار مرطوب، میتوان برای تجهیزات آزمایش حساس از رطوبتگیر یا نگهداری در محیط رطوبتزداییشده استفاده کرد، هرچند این موضوع به نوع تجهیزات و شرایط اتاق بستگی دارد.
ظرفیت تحمل بار اغلب کمتر از مقدار واقعی برآورد میشود. مجموعههای اتصال زمین، کیتهای آشکارساز در جعبههای سخت و تجهیزات نجات میتوانند بارهای متمرکزی روی قلابها و انتهای طبقات ایجاد کنند. کیفیت جوش، ضخامت براکت، اندازه رولبولت و بستر دیوار همگی اهمیت دارند. قفسهای که روی مصالح بنایی ضعیف یا پنلهای جداکننده نازک نصب شده باشد، ممکن است تا زمانی که تجهیزات بهسرعت از یک سمت برداشته شوند و بار جابهجا شود، پایدار به نظر برسد.
برچسبها باید در برابر سایش و پاکسازی مقاوم باشند. برچسبهای کاغذی معمولاً جدا میشوند، پخش میشوند یا رنگ خود را از دست میدهند. پلاکهای حکاکیشده، برچسبهای لمینیتشده صنعتی یا نشانگرهای چاپی بادوام معمولاً دوام بیشتری دارند. شناسایی واضح احتمال بازگرداندن اشتباه وسیلهای را که در حال آزمایش، خارج از سرویس یا در انتظار پاکسازی است، به موجودی فعال کاهش میدهد.
کارهای بهرهبرداری شبکه اغلب شامل جابهجایی ابزارها بین انبارهای مرکزی، خودروها، پناهگاههای موقت و پستهای برق ثابت است. به همین دلیل، نگهداری فقط به قفسههای داخل یک اتاق محدود نمیشود و جعبههای حمل، مهارکنندههای قفسه و بستهبندیهایی را نیز شامل میشود که حرکت تجهیزات را هنگام حملونقل محدود میکنند.
ابزارهای عایق بلند که در قسمت بار باز کامیون حمل میشوند، در صورت نبود حامل اختصاصی ممکن است در معرض اشعه فرابنفش، تجمع گردوغبار و ضربه سایر محمولهها قرار گیرند. لولههای نگهداری، تکیهگاههای بالشتکی و قفسههای قفلشونده خودرو میتوانند مفید باشند، مشروط بر اینکه فضای داخلی لوله آب ایستاده را به دام نیندازد و قفسه ابزار را آنقدر محکم نگیرد که خارجکردن آن دشوار شود. برای دستکشها و آستینها، کیسههای محافظ قابلتنفس درون محفظههای بیرونی سخت میتوانند هنگام حملونقل کمککننده باشند، بهویژه زمانی که مسیر شامل گلولای، باران یا محمولههای ترکیبی است.
هنگام خرید سیستمهای نگهداری برای استفاده در تأسیسات و خودرو، ابعاد باید با دقت بررسی شوند. عمق کابینتی که در انبار مناسب است، ممکن است در خودروی خدماتی فضای زیادی را هدر دهد. کشوی فشرده خودرو نیز ممکن است برای کابلهای اتصال زمین حلقهشده بیش از حد کمعمق باشد، مگر اینکه شعاع خمشدن قابلقبول باشد. ناهماهنگیهای کوچک ابعادی اصطکاک روزمره ایجاد میکنند و معمولاً به عادتهای نادرست نگهداری منجر میشوند.
یکی از خطاهای رایج، قرار دادن محل نگهداری تجهیزات ایمنی در کنار بخاریها، خطوط بخار، اتاقهای باتری یا مناطقی است که جریان دائمی هوای درها ذرات شن و grit را با خود حمل میکند. خطای دیگر، نصب قفسهها در محلی است که ابزارهای بلند برای برداشتهشدن باید از اطراف لولهکشی، بیرونزدگیهای تابلوهای برق یا سقفهای کوتاه عبور داده شوند. اگر خارجکردن ابزار به پیچاندن، کشیدن یا بالا آوردن شدید یک انتها نیاز داشته باشد، چیدمان محل نگهداری با تجهیزات سازگار نیست.
ارتفاع نصب نیازمند بررسی عملی است. دستکشهایی که بیش از حد بالا نگهداری میشوند، اغلب از قسمت سرآستین به پایین کشیده میشوند. گیرههای اتصال زمین که بیش از حد پایین قرار دارند ممکن است با کف برخورد کنند. طبقات عمیق بدون دسترسی کشویی میتوانند اقلام پشت خود را پنهان کنند و تجهیزات فراموششده معمولاً بیش از مدت مناسب بدون بازرسی باقی میمانند.
روش مهاربندی نیز نکتهای است که فرضیات کارگاهی همیشه بهخوبی به آن منتقل نمیشوند. نصب روی بتن، دیوار بلوکی، فریم فولادی و پنل کامپوزیتی، هرکدام به اتصالات مناسب نیاز دارند. لرزش ماشینآلات نزدیک یا باز و بستهشدن مکرر درها میتواند بهمرور زمان سختافزارها را شل کند. اگر قفسه بارهای سنگین یا نامتوازن را حمل کند، ممکن است سفتکاری دورهای لازم باشد.
محل نگهداری جایگزین بازرسی، پاکسازی یا آزمایش نمیشود، بلکه از آنها پشتیبانی میکند. گردوغبار داخل کابینت، آب در کف محفظه دستکش یا پلیسههای فلزی روی قلاب میتوانند بهتدریج حتی یک برنامه حفاظتی مناسب را بیاثر کنند.
یک روال عملی معمولاً شامل پاککردن طبقات و سطوح تماس با موادی است که بقایای آسیبزا بر جای نمیگذارند، بررسی وجود لبپریدگی یا لبههای تیز، اطمینان از بستهشدن صحیح درها و قفلها و بررسی بازگرداندهشدن اقلام به محل درست است. اگر تجهیزات لاستیکی در کیسه یا کشو نگهداری میشوند، این فضاها باید از نظر رطوبت و debris محبوس بررسی شوند. اگر ابزارهای کار روی خط برق بهصورت افقی نگهداری میشوند، نقاط تکیهگاه باید از نظر وجود پدهای سایشی که سخت، ترکخورده یا جدا شدهاند، بررسی شوند.
محصولات پاککننده باید با دقت انتخاب شوند. حلالهای قوی ممکن است به پلاستیکها، برچسبها، لایههای لاستیکی یا پنلهای شفاف آسیب بزنند. حتی اگر یک پاککننده روی سطوح کابینت مؤثر به نظر برسد، ممکن است بقایایی بر جای بگذارد که در مجاورت تجهیزات حفاظتی مناسب نیستند. هنگامی که سازگاری ماده مشخص نیست، روش پاکسازی ملایمتر معمولاً تا زمان تأیید واکنش ماده، ایمنتر است.
هر دو روش میتوانند مناسب باشند، مشروط بر اینکه دستکشها در برابر فشار ناشی از تاخوردگی، تماس با لبههای تیز، گردوغبار و فشردگی محافظت شوند. گزینه بهتر به طراحی دستکش، فضای موجود و توانایی محفظه در حفظ شکل دستکش بستگی دارد.
بله، بهویژه در فضاهای داخلی تمیز که تکیهگاهها از خمشدن و سایش سطح جلوگیری میکنند. در مکانهای پرگردوغبار یا پرتردد، محفظهبندی جزئی میتواند آلودگی و تماس تصادفی را کاهش دهد.
معمولاً بهتر است آنها را جدا نگه داشت. مجموعههای اتصال زمین سنگینتر هستند، ممکن است آلودگی یا رطوبت داشته باشند و در صورت جابهجایی یا سقوط، به مواد عایق نرمتر آسیب بزنند.
گاهی اوقات. اگر تجهیزات کمی مرطوب بازگردانده شوند یا اتاق با مشکل میعان مواجه باشد، مقداری تبادل هوا میتواند کمککننده باشد. میزان تهویه باید کنترل شود تا گردوغبار به مشکل بزرگتری تبدیل نشود.
خیر. قفلکردن میتواند به کنترل و پاسخگویی کمک کند، اما مشاهدهپذیری و دسترسی سریع نیز اهمیت دارند. انتخاب مناسب به شرایط دسترسی به سایت، خطر آلودگی و میزان دفعات استفاده از ابزارها بستگی دارد.
مؤثرترین چیدمان محل نگهداری معمولاً چیدمانی است که با رفتار فیزیکی تجهیزات مطابقت داشته باشد: محفظههای تمیز برای اقلام لاستیکی، تکیهگاههای پایدار برای ابزارهای عایق بلند، نقاط آویز مقاوم برای مجموعههای اتصال زمین و حفاظت حملونقل که از آسیب بین دو عملیات جلوگیری کند. زمانی که این جزئیات بهدرستی مدیریت شوند، محل نگهداری به بخشی از قابلیت اطمینان تجهیزات تبدیل میشود، نه صرفاً مکانی برای قرار دادن ابزارها.
پیشنهاد میشود


