مدیر چنگ جرئت نکرد تأخیر کند و بلافاصله همراه با نقشهها به بخش محصولات رفت. همکارانش دور او جمع شدند و با اشتیاق درباره نقشهها بحث کردند و نظرات خود را ارائه دادند. پس از این گفتوگو، مدیر چنگ با تأسف مجبور شد به میز خود بازگردد و با مشتری تماس بگیرد: «من همین الان درباره این کابینت با همکارانم در بخش محصولات صحبت کردم. ظاهر آن با طراحیهای معمول ما تفاوت زیادی دارد. صادقانه بگویم، در حال حاضر برآورده کردن دقیق نیازهای شما برای ما واقعاً دشوار است.» مشتری آن سوی خط آهی آرام کشید و ناامیدی او گویی مستقیماً از طریق گوشی منتقل شد. مدیر چنگ احساس ناراحتی کرد. اما پس از مکثی، صدایش را بالا برد و قاطعانه گفت: «بااینحال، لطفاً آسودهخاطر باشید! جیننگ پاور هرگز بهراحتی تسلیم نمیشود. انتخاب شما برای تماس با ما نشاندهنده اعتماد شما به ماست. بخش توسعه محصولات ما تمام تلاش خود را برای بررسی همه احتمالات به کار خواهد گرفت و میکوشد نیازهای شما را برآورده کند.» پس از قطع تماس، مدیر